سید مصطفی رضیئی (سودارو)
اول – این جایزهی بهترین آثار داستانی دهه به زبان فارسی منتشر شده در داخل ایران است. مگر میتوان گفت در ده سال اخیر، رمانها و داستانهای بزرگانی چون عباس معروفی، نسیم خاکسار، مرجان ساتراپی و رضا قاسمی (با توجه به انتشار رمانهای قابل توجهیی چون «وردی که برهها میخوانند» و «چاه بابل» که میتوانند در برابر «همنوایی شبانهی ارکستر چوبها» قرار بگیرند) کار قابلتوجهیی در ادبیات داستانی کشور نداشتهاند؟ دوستان عزیز ما تنها بدیشان به ادبیات داستانی این بوده که کتابهایشان را در خارج از مرزهای ایران، یا در اینترنت (یعنی در دسترس ما، ولی در خارج از ایران) منتشر کردهاند و یا اینکه اثرشان را به زبان فارسی منتشر نکردهاند.
....
چهارم – ... کتابها در تهران منتشر شدهاند. در بخش رمان، هیچ ناشر غیر تهرانی وجود ندارد. این به دلیل صرف بهتر بودن و در دسترس بودن کتابهای چاپ تهران نیست. علت این است که (خیلی رک و راست) تهرانیها همانطور که از دیگر بخشهای ایران تقریبا خبر ندارند، از ادبیات محلی کشور هم بیخبر هستند (این شامل خود من هم میشود.) دلیل اصلی دوم هم این است که کتابهای شهرستانیها را (خیلی رک و راست) جایی پخش نمیکنند. سیستم پخش کتاب کشور وجود ناشرهای شهرستانی را اصلا قبول ندارد.
گفتگوی نوشین احمدی خراسانی با رامین جهانبگلو
جامعه ایران مثل هر جامعه سیاسی دیگری دچار بیماری های ویژه خود است که تا زمانی که این بیماری ها درمان نشوند، از ایجاد و شکل گیری و پیشرفت فکر و عمل دمکراسی در جامعه جلوگیری می شود. می توان گفت که خشونت سیاسی در ایران تبدیل به یک بیماری تاریخی شده و هیچ یک از فعالان و احزاب سیاسی تاکنون پاسخ درستی برای آن نیافته اند.
....
خیلی خوشحالم که می بینم خشونتی حتا به طور مدنی از سوی شهروندان ایرانی علیه مسئولان و ماموران اعمال نشده است. این نشاندهنده پختی و بلوغ مدنی شهروندان ایرانی و به ویژه جوانان مملکت ما است. شاید خیلی ها به این نتیجه رسیده اند که شکل گیری و فعلیت عدم خشونت در جامعه ایران دیگر فقط به معنای نبود خشونت سیاسی نیست، بلکه به معنای ایجاد نوعی اخلاق شهروندی و مدنی است که با شکستن دور باطل خشونت موجب تداوم و استحکام ارزش های مشترکی چون حقیقت جویی، مدارا، مسئولیت پذیر ی و نقد قدرت طلبی شده است. اولویت یافتن چنین ارزش هایی در میان شهروندان ایرانی ایجاد کننده حس اعتماد، شفافیت، حسن نیت و همبستگی است که بتدریج از درجه خشونت ها می کاهد ا
ما کمونیستیم و هدف ما انجام انقلاب کارگری است. انقلابی که مناسبات سرمایه داری را واژگونه میکند و به تمامی مصائب ناشی از نظام سرمایه داری، فقر و محرومیت، تبعیض و نابرابری و اختناق و سرکوب، جهل و خرافه و عقب ماندگی فرهنگی، بیکاری، بی مسکنی و فساد و جنایت، پایان میدهد. انقلابی که حکم آزادی و برابری انسانها را به طبقات استٽمارگر دیکته میکند. هدف ما انجام انقلابی است که هدفش ایجاد جامعه ای بدون تقسیم طبقاتی، بدون مالکیت خصوصی بر وسایل تولید، و بدون مزد بگیری است. یک جامعه آزاد انسانی متکی بر اشتراک همگان در ٽروت جامعه و در تعیین مسیر و سرنوشت آن. انقلابی که یک شعارش این است که هر کس به اعتبار انسان بودن و چشم گشودن به جامعه انسانی، به یکسان از کلیه مواهب زندگی و محصولات تلاش جمعی انسانها برخوردار خواهد بود ادامه مطالب گهربار آقا جواد...
واقعا تأسف بار نیست؟ دنیا کجا می رود و ما کجا! این ها رهنمودهای! یک آدم معمولی نیست، نخیر شعارهای انقلابی جناب آقا جوادی؛ رهبر حزب کمونیست کارگری! است. همه این وعده ها را هم قرار است خودش با اعضای حزبش که معلوم نیست؛ این اعضا کجا هستند پیاده کند...
باید از این آقا جواد پرسید؛ کجا و کدوم انقلاب کارگری یکهزارم از این وعده ها را توانسته اجرا کند که حالا ... ای خاک بر سر ... نه خاک بر سر خودم. منی که بهترین سالهای عمرم را با این خزعبلات و توهمات احمقانه نابود کردم.
مترجم: علی پزشکی
متولد 1336 مشهد
تحصيل کرده سینما،
رشته کارگردانی
دانشگاه مسکو
افسانهها و داستانهای فلکلور؛ ریشه در اندیشه و تصورات مردم گذشته دارد. افسانههای ژاپنی در بر گیرنده سرگذشت انسانها و ایزدان، ارواح و اشباح، غولها و دیوان، موجودات و اشیای جادویی، پرندگان و جانوران مختلف است که بازتابی از تخیلات اساطیری این مردم از طبیعت و زندگی روزمرره آنها در گذشته است.
فیلمسازان بزرگ ژاپنی از این افسانهها در خلاقیتهای هنری خود بهره گرفته و شاهکارهای بینظیری عرضه کردهاند. برای همین این افسانهها نه تنها برای کودکان که برای بزرگسالان نیز جالب است. و البته آشنایی با فرهنگ مردم ژاپن خواهد بود.
کتابی به نام «افسانه های مردمی ژاپن» توسط انتشارات آکادمی علوم روسیه ترجمه و منتشر شده است، که حاوی افسانههای مردمی ژاپن است. ضمن اینکه کسان دیگری نیز این افسانهها را از زبان ژاپنی به روسی ترجمه کردهاند.
داستان «یوری واگای جوان» ترجمه یکی از افسانههای مردمی ژاپن است که از روی کتابی به نام «مزرعه جادو شده گلهای داوودی» انتخاب و از روسی به فارسی ترجمه کردم. گرچه معتقدم بهتر بود این متن از زبان اصلی ترجمه شود تا ریزه کاری های آن بیشتر برای خواننده آشکار گردد. [مترجم]
واقعا هدف و رسالت در حال حاضر و مخصوصا در این وضعیت عجیب و هذلولی پیچیدهای که نشر و کتاب به آن گرفتار آمدهاند، چیست؟ چگونه باید عمل کرد وقتی که انگار یک باند مخوفی که ریشههای آن ناپیدا و پنهان است تشکیل شده، تا فقط چند انتشاراتی محدود را با آثاری معلوم معرفی کند و بعد انگارهر نویسندهای که کتابش در آن بنگاه به طبع رسید، بیآنکه خودش هم بداند حتی، به عضویت اعضا آن باند در میآید و البته این آبیست که از کانال سانسور و ممیزی به این آسیابهای کوچک ریخته میشود.ادامه مطلب


